آبدارچی های شرکت ما از طیف ادمهای جالب جامعه اند. بعد از سال نو عذر 3 نفر قبلی را خواستند .می گفتند هر کدام رفته اند که زیراب دو تای دیگر را بزنند که زیراب خودشان خورد.ابدارچی های جدید دیگر همشهری نیستند ولی واقعا ادمهای جالبی هستند. یکیشان چند همسره است. دو تا همسر دارد بچه هم ندارد. هر دو همسرش هم شاغل اند یکی پرستار است و دیگری در سفارت خانه کار می کند . یک 206 هم دارد که می گویند هدیه همسرش یا همسرانش بوده!کارش را ندیده ام. دومی یک پسر جوان و نسبتا باهوش است که شیک می گردد و ژل موهایش را در یخچال نگه می دارد. حداقل دیپلم دارد.کارش را خوب انجام می دهد. ولی زبان دارد. سومی از جای دیگری امده کارگر بسته بند بوده و یکی از اقوامش که دیده سه نفر با هم اخراج شده اند خبرش کرده که بیاید و او هم سه سوت امده. ضریب هوشی پایینی دارد و اصلا دقت نمی کند. مثلا هیچ وقت لبه استکانها را دست نمی کشد!! من ندیدم ولی یکی از چای خورهای حرفه ای میگفت که بارها دیده کف درست می کند مثل چایی شیرین داخل لیوان هم می زند که مثلا تمیز بشود! خیلی هم بی سر زبان است. اما مدیریت نفر سوم را خواسته! و به طبقه خودش برده! گفته اند این به درد می خورد! پس نتیجه می گیریم اطاعت مهمترین عامل یک ابدارچی خوب است نه نظافت!

/ 2 نظر / 3 بازدید
شيث

جالب بود. در هر سیستمی جواب نمی دهد. یک زمانی در شرکتی کار می کردم که از بین دو نگهبان آنکه زبان داشت را نگه داشتند و نگهبان مطیع را که امتیازات دیگری هم داشت اخراج کردند. قطعا در پس پرده چیزهای دیگری هم هست. همه پرامترهای تاثیرگذار در انتخاب شاید همینها که ما می‌بینیم و نمی دانیم نباشند.

پر

که اینجور ... تا حالا کجا بودی ... داشتیم نگرانت میشدیم سلطان بانو[چشمک]