درس خواندن جهان سومی-درس خواندن جهان اولی

در کتابخانه نشسته بودم. پشت میز روبرویی دو جوان آلمانی مشغول درس خواندن بودند. سه تا کتاب روی میز باز بود که هر سه جزو قطور ترین کتابهایی بود که من تا به حال دیده بودم. با هم بحث می کردند و هر کدام جدا محاسبه می کردند و مرتب به کتابها رجوع می کردند!

مدتی بودند و بعد رفتند. جای آنها سه جوان عرب آمدند. سه نفری یک جزوه اورده بودند که بخوانند. آن هم چه خواندنی جزوه را باز کردند و شروع به حرف زدن کردند. محض رضای خدا چند کلمه هم نخواندند. 

 

آن روز فهمیدم که چرا ما جهان سومی هستیم و اینها جهان اولی!

 

/ 0 نظر / 11 بازدید