امتحان دادن

این ترم مثل برق گذشت. پر بود از  یاد گرفتن های زیبا و اشنایی با ادمهای نازنین. هوای خوب و اسمان بی نهایت زیبا! بی نهایت!

این ترم خیلی درس خواندم. دوست داشتم نمرات خوبی بگیرم. تا اینجا هم از نمره های اعلام شده ناراضی نیستم اما می شد بهتر از این هم بشود.

چیزی که بعد از این هم سال برایم روشن شده این است که من تازه دیروز بعد از دادن امتحان آخر متوجه نقطه ضعفم در امتحان دادن شده ام! 

من بیش از حد روی اولین سوال وقت می گذارم! ان قدر با وسواس راه حل را مرور می کنم و نه حتی صورت سوال را که نگو ونپرس!

دیروز که علی رغم درس خواندن و سر کلاس رفتن و ... برای قسمت اخر سوالات وقت کم اوردم به این نتیجه حکیمانه رسیدم. به امتحانات اخیر هم که نگاه کردم دیدم انجا هم همین طور بوده! واقعا چرا؟!

این موضوع در امتحانات ایران تاثیر چندانی در نتیجه نداشت اما اینجا که وقت امتحان بسیار بسیار محدود است خیلی خود نشان می دهد. خیلی!

بعد این همه سال تازه دارم سعی می کنم یاد بگیرم که چه طور یاد بگیرم که زمان صرف شده و نتیجه بهینه باشد. یک جور هایی نمره گرا شده ام.

در زمان لیسانس گاه در موضوعی که بیشتر دوست داشتم بیش از حد عمیق می شدم. و البته معمولا هم نظر من و استاد یکی نبود و در نتیجه از موضوعات دیگری سوال می داد و من بودم نتیجه نامطلوب!

راستش به این نتیجه رسیدم که واقعا نمره ملاک یاد گیری است. حداقل اینجا. کسی که نمره اول می شود واقعا به مطلب سوار است. کسی که 1.3 می شود نسبت به نفر قبلی مقادیری ضعف دارد و ....

 

 

/ 0 نظر / 11 بازدید