شعر و دوست

فال حافظ گرفتم شعرش خیلی به دلم نشست: زان یار دل نوازم شکری است با شکایت گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

دیروز یکی دیگر از دوستان ساکن ایرانم کم شد. دوستی که سالها با هم بودیم ازکلاس اول راهنمایی دبیرستان و بعد هم دو سال باهم همکار بودیم!خیلی چیزها از هم یاد گرفتیم کلی با هم خاطره داریم از خنده ها و بعضا گریه ها. کلی یادداشت های غیبتانه از همکاران برای هم نوشتیم حتی در کنسرت! کلی کلمات قصار برای همین امور مقدس ابداع کردیم و... دوستم این ها را نوشتم که بگویم به یادت هستم. به قول شاعر که می فرماید: گر در یمنی چو بامنی پیش منی گر پیش منی چو بی منی در یمنی امیدوارم در شهر و کشور جدید بیش از پیش موفق و خوشحال و سلامت بوده باشی. البته روی دیگر سکه هم این است که یک نفر دیگر به دوستان ساکن لندنم اضافه شد.

این طور که پیش می رود تا رفتن ما - اگرخدا بخواهد- دیگر کسی از دوستان نمی ماند که ازش خداحافظی کنیم! راستی پر دیشب ماست و چیپس خوردیم و گفتیم : یادش به خیر پر ایران بود یک شب باهم ماست و چیپس خوردیم حالا ببین اون کجاست ما کجا! جوانی یادت به خیر!!!

/ 2 نظر / 4 بازدید
پر

سلام دوست جون ... عوض ما هم میخوردین[چشمک] ... چشم به هم بزاری اینجایی ... برا خودت ازاین پستها میزارند مادر ... [ماچ]

the prestn

سلام دوست عزیزم ممنون که به یادم هستی. به زودی آپدیت می کنم دوستت دارم.