خبرهای جدید

خدا بخواهد دیگر مدارک آماده ارسال شده است! یک لابی هم با مدیر سابقم در شرکت داشتیم که ان شالله به نتیجه مثبت برای نامه مکمل منجر خواهد شد. اما باز نه این هفته بلکه هفته آینده ولی در هر حال مدارک امروز ارسال میَ شود برای دفتر استرالیا. آقای مدیر سابق کلی تحویلم گرفت حتی گفت که به مدیر بعد از خودش که من باهاش خوب نبودم و هنوز در شرکت است زنگ می زند و سوال میکند که آیا او این نامه را به من می دهد! اگر هم او نداد خودش تا جایی که بتواند همکاری خواهدکرد. هوراااا! مدیر پیر مهندسی اینجا هم دیروز وعده هایی داد و دلم را مقادیری خوش کرد. هر چند هیچ قولی نداد. تا خدا چه بخواهد.این چند روز آن قدر خسته میشوم از راه جدید شرکت که شبها قبل از 11 میخوابم اما باز صبح با جرثقیل بلند مِی شوم. دلم سفر می خواهد با کشتی روی دریا!

/ 1 نظر / 10 بازدید
سحر

غمگين نباش خورشيد ! جدايي پلك هاي انتظارم را بر هم نمي گذارد پرده را كنار بزن ببين چگونه يادگاري هايم روي ديوار غروب پاك مي شوند وقتي تورا جا گذاشتم روي ديوار كاه گلي محله نوشتم : " كوچه ي ما كوچه ي رويا و ترانه است " نمي دانم خورشيد! نمي دانم دل اناري ات با صداي كدام خواننده فشرده مي شود!! دل من كه مثل انار آخر پاييز با گريه ي كودكي لجباز ترك بر مي دارد اما تو خورشيد مواظب روشنايي فلق و دل تنگي ديوار هاي كوچه باش سلام روز بارونی ت بخیر باشه گلم...وبلاگ فوق العاده زیبایی داری...[گل]وقت کردی به وبلاگ منم سر بزن خوشحال میشم عطر قدمهای سبزت کلبه کوچکم معطر کنه.....روز خوبی داشته باشی مهربون[گل]