لاج و ما

بالاخره ما را لاج کردند(وکیل محترم).تاریخ لاج ما 17 نوامبر یعنی دوشنبه هفته پیش است به صورت ان لاین.هنوز فایل نامبر نداریم. وکیل خان خیلی داره محتاط و به همین دلیل یواش جلو می اید. فکر کنم تا شماره فایلی چیزی نیاد دیگه انلاین واسه کسی لاج نکنه. ادمهای جدیدی واردخانواده ما میشوند. یعنی در واقع مدتی است شدند اما هنوز ما ورودشان را باور نکردیم.در محیط کارهم ادم تازه ای امده و عزیزترین هم وارد دنیای کاری جدیدی شده.این روزها ناخواسته درحال قضاوت کردن ادمهاییم. من بیشتر! که البته ضامن این قضاوت کردن غیبت کردن است. روابط دو به دوی ادمهابه نظرم اصولا عجیب است این که چه تناقضهایی دارند و نمی بینند. این که وقتی می خواهند به هم محبت کنند محبتی که بار زحمتی بر دوش دیگران می اندازد چطور روی من خود تاکید می کنند و اصرار! اینکه چطور از عهده یک گفتگوی ساده بر نمی ایند ان هم در سن و سال حدود من! یعنی مثلا وقتی دیگران حرف می زنند راجع به موضوعی سکوت می کنند و بعد که موضوع عوض شد تازه یاد حرف خودشان می افتند در حالیکه نیازی نیست.این که انگار اسمان برای بعضی ها تازه سوراخ شده و برای بعضیها به نظر ما باید قاعدتا سوراخ شده باشد. این که برای بعضی ها نگرانم ولی نمیشود مستقیم درباره نگرانی با انهاحرف زد.این روزها دلم میخواهد قضاوت دیگران را هم درباره خودم بشنوم. هر چند نمیدانم تاب شنیدن خواهم داشت یا نه! اواخرنوامبر هم که رسید. روزی دو سه بار email ام را چک میکنم.هرچند به گمان بعضی از دیگران امسال من در لیست نخواهم بود.به نظر خودم هم محتمل است که با طولانی تر شدن زمان بررسی به بیش از دو ماه انتخابها دقیقتر و از من دورتر باشد!

/ 2 نظر / 10 بازدید
پر

به به لاج مبارک ... غصه هیچیش رو نخور ... اینجاهم خیلی عالی نیست ... حیف که باید خودت تجربه کنی تا بفهمی[ماچ]

سماع

ممنون پر جونم جي ميلت را چك كن.[گل]