خانمها و اقایان

دوستی می گفت یک روز کلی با قالی و قالیچه های خانه ور مِیرود و به یک چیدمان بهینه می -رسد. کلی در دلش ذوق می کند و تلفنی به همسرش اطلاع می دهدکه خانه کلی تغییر کرده و حتی می گوید که چی را به کجا برده و اورده. عصر جناب همسر که تشریف مِی اورند خانه تا مدتی هیچ عکس العملی نشان نمیدهند که تغییر خوب شده یا بد. خانم زبان می اید که دیدی خانه چقدر عوض شده . اقای همسر هم می گوید که اره دستت درد نکنه این پشتی که اینجا گذاشتی هم خیلی خوب شده!!! دوست من دهانش باز می ماند که این پشتی را چند هفته است اینجا گذاشتیم!!! اقای همسر چندتا عکس از دوره ای که رفته بودند اورده بود که با همکارانشان که من بیشترشان -را می شناسم انداخته بودند. عکس دومی را داشت نشان می داد که من پرسیدم چرا اقای فلانی در عکس قبل نبود؟ اقای همسر با تعجب برگشت به عکس قبلی و دید اره واقعا دوستش در عکس قبلی نیست. این بود که یاد این ماجرا افتادم که اول نوشتم. واقعا نگاه خانمها و اقایان این قدر متفاوته و همینه که جالبه.

/ 0 نظر / 11 بازدید