دیشب که خیلی احساس می کردم حالم گرفته است و بد جور غرغرم می آمد. و البته با کمی غرغر کردن هم بهتر نشدم . یک دفعه یاد بالش بازی بچگی هامان افتادم -که همیشه سعی می کردیم دور از چشم مامان باشه. رفتم چهار تا بالش اوردم دو تا بزرگ مستطیلی دو تا هم کوسن. بعد از اقای همسر دعوت کردم بیاد بازی. خیلی کیف داد بعد از چند دقیقه هر دومان نفس نفس می زدیم ولی از نظر روانی تخلیه شدم. کلاس زبان محترم به خاطر یک جلسه غیبت اضافه بر سازمان از من مدرک جهت موجه کردن غیبتم خواسته! حالا من باید لاشه بلیت را که انداختم دور برایشان ببرم یا مثلا یک جوری ثابت کنم که مثلا ماموریت بودم! حالا بعدش فکرهایشان رابکنند ببینند من را absent fail بکنند یا نه؟!.! !
لینک
یکشنبه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳۸٧ - خودم!