شاید حق من؟!   

امروز روز سومی است که در میان سروها هستم(اقتباس از اسم پروژه)

جایم بدترین جای ممکن نیست ولی در مقایسه با جای میزم در پروژه قبلی خیلی بد است. خوب البته اخرین نفرم !آدمهای اینجا خیلی جالب‌تر از پروژه قبلی اند. خوبند ولی خیلی خودشان را برای کار خسته نمی کنند. جای دیگر با هم روی پروژه دیگری خارج اینجا کار می‌کنند. دیر می‌ایند زود می روند! پروژه قرار بوده خیلی زودتر از  اینها تمام شود. حس نکردم کسی احساس مسولیت دارد. پروژه یتیم است انگار! کار دولتی می‌کنند حقوق نیمه دولتی می‌گیرند در شرکت نیمه دولتی.

واقعا دکتر فرهادی راست می‌گفت که امیدوارم هیچکدامتان مهندس دولتی نشوید!

برای ما هم انقدر که به نظر می‌امد کار آماده نیست. عنوان مطلب را این گذاشتم چون در جای قبلی از این که یک نفر که به من بد کرده بود امد زرنگی کند و اتفاقاتی افتاد که جایش خیلی بدتر شد دلم خنک شده بود. شاید هم من به کسی بد کرده‌ام و یادم نیست؟! شاید هم به من نیامده دلم خنک شود.

لینک
سه‌شنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٦ - خودم!