امروز تولد امام رضاست.

يادش به خير تا چند سال پيش مامان نذر آش داشت و چه آشهای خوشمزه‌ای هم از کار در می‌امد.

ياد دانشگاه هم به خيروقتی بچه مشهديها می خواستند بروند خانه و هر کسی پيغامی برای آقا رضای دوست داشتنی می‌فرستاد.

چند سال پيش هم همچين روزهايی مشهد بوديم و چه کيفی کرديم.

همان سال که سيد را به خاطر حرف نسنجيده‌اش کشتيم.همان سال که برای مسوول اردو ملت شعر درآورده بودند:

ای سعيد مارکلايی تو همان دراکولايی

پپسی يا که کولايی...

و برای مسوول دختران:

اگر اين هاجرمونه...

همان سال فردای شب ميلاد حرکت داشتيم و توی مولودی آن شب کلی خوانديم که :جدا شدن سخته  عاشق چه بد بخته تنها شدن سخته رضا خداحافظ!

هر چند می‌گويند وقتی حرم می‌رويد خداحافظی نکنيد تا باز هم طلبيده شويد. اما اين شبه شعر بد جور مرا سير می‌دهد تا لحظه‌های خوش آن روزها!

لینک
چهارشنبه ٢ دی ،۱۳۸۳ - خودم!