در شرکت فعلی من آدمها به طرز محسوسی نسبت به سن وتوانشان پول دارتر هستند. همه همکاران فعلی من جوانان حدود ۳۰ سال اندکه متاهلهایشان همه صاحب خانه‌اند و اتومبیل هم دارند اما به نظر من حرص غریبی به پول دارند. اغلب دنبال عوض کردن ماشینهایشان و خرید ماشینهای گران‌ترند مثلا همین چند دقیقه پیش آگهی تبدیل پراید به ریو با وام ۵ میلیونی سر و صدایی به پا کرد که بیا و ببین. البته جالب قضیه این‌جا بود که یکی دو نفرشان پراید داشتند و بقیه به مزاح مي گفتند که حاضرند پژوهایشان را بفروشند و پراید بخرند تا از این وام استفاده کنند!

این آدمها مثل بیشتر آدمهای جامعه هستند دنبال پیشرفتند به تعبیر خودشان. از نظر انها امثال ما عجیبند. نه ماشین عوض میکنند نه بچه‌دارند که هزینه صرفش کنند و به خیال بعضی چند تا شاید ملک دارند و رو نمی‌کنند! به قول یکی از دوستان آقای همسر که معمولا وقتی ما را می بیند می‌پرسد پس شما این پولها را چه‌کار می‌کنید؟!

مدتهاست که من به قصد و هدفی که برایم مهم است پس‌انداز می‌کنم اما هنوز تا رسیدن به آن آرزو فاصله مدیدی دارم.

چند وقت پیش که مرد همسایه ما که شغلش راننده تاکسی است برای خانمش یک پژو خرید از آقاقی همسر پرسیدم چقدر پول داشته باشی برای من ماشین می‌خری و او جواب مورد انتظار من را داد که مگر این ماشین مال ما نیست و مگر الان چقدر ازش استفاده می کنیم!

نمی‌دانم شاید من یا ما اشکال داریم ؟!

لینک
یکشنبه ۱۸ آذر ،۱۳۸٦ - خودم!