امروز آب شرکت ما تا نزدیک ظهر قطع بود.

لوله آب سر خیابان ترکیده بود. وضعیتی بود ها.بعضی آقایان بعضا مرخصی گرفتند و رفتند به هوای دستشوی رفتن بیرون و دیگه برنگشتند! بعضی از همکارها مرخصی گرفتند و رفتند بیمارستان ولی عصر که نزدیک شرکت است دستشویی.

یکی از همکاران خانم که برای سر زدن به دختر کوچولوش داشته می‌رفته مهد شنیده که اقای نگهبان با تعجب گفته امروز چه خبره همه دارند میرن بیرون؟!!

ملت کلی از صبح از خودشان نظر در کردند. یکی می‌گفت یک می‌نی‌بوس بگیرند بریم ساختمان مرکزی دستشویی. یکی می‌گفت مرخصی بگیریم بریم خونه. یکی می‌گفت برن از ساختمان مرکزی چند تا گالن آب بیارند. اخه چایی هم از صبح تعطیل بود. ظرفها نشسته مانده بود خوب!

بگذیم آب آمد. ولی زندگی هنوز عادی نشده. من هم که از صبح به خودم گفته بودم زود می‌رم خانه دارم می‌اندیشم که برم یا نرم!

لینک
شنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸٦ - خودم!