به نام خدای همه زمانها

چند روز است که همش تو خانه را ه می‌رویم و می‌گوییم :اه اه چقدر خانه کثیف شده! این دفعه چقدر زود آشغال ها به چشم آمدند!

امروز برای بر کردن تایم شیت تقویمم را نگاه میکردم دیدم ۴ مهر تا حالا خانه را جارو نکرده‌ایم! یعنی فقط از خانه به عنوان خوابگاه استفاده کرده‌ایم. حتی روزهای تعطیل اغلب خانه نبوده‌ایم.

این روزها چقدر سریع می‌گذرد. و انتظار ما هنوز ناتمام است.

یک نظریه از خودم در کنم؟! این چند روز از بس فال حافظ گرفتم حافظ به ستوه آمده است. البته بقیه را هم کچل کردم از بس ژرسیدم به نظرتان چی‌میشه.

چند شب ژیش آقای همسر درباره امتحانی که داده بود سوال کرد که به نظر من قبول می‌شود یا نه؟!

استثنا آن روز من این سوال را نژرسیده بودم. گفتم نمی‌دانم! دوباره و سه باره به طرق مختلف ژرسید. من کلافه شدم. با زرنگی گفت ژس چرا مرتب از ما می‌ژرسی که به نظرمان چی‌می شه؟!

خوب راست می‌گفت حرف حساب جواب نداره. عزیزترین می‌گه خوبه که من به توی ژست قبلی نوشتم که به نظرم باید بشه وگرنه چند دفعه نظر آنها را می‌ژرسیدم؟!  اون هم راست می‌گه!

ژ:=ب با سه نقطه. هر کاری کردم نگرفت که درست بنویسم.

واقعا عجب آدمی‌ شدم.

لینک
یکشنبه ٤ آذر ،۱۳۸٦ - خودم!