به نام خدای رحمان

شب قدرهای امسال برعکس‌رمضان که در من هیچ حس و حال جدیدی برنینگیخت خیلی خوب بود.

حاجی روایاتی خواند که اساسی حال داد.گفت همین که بنده ای به خدا خوش‌گمان باشد نه کاملا مطمئن که آنچه از تو می خواهد خواهد داد.رب به ملائکه می‌گوید هر چه می‌خواهد بدهیدش! چه رسد که یقین داشته باشد که می‌دهد! یاد حدیث قدسی که روی مقوا ی راهروی مدرسه‌مان نصب بود افتادم:؛اگر می دانستید رحمت خدا چقدر است به او اعتماد می‌کردید.

ما هم خواستیم مثل همه.در برگشت پشت چراغ قرمز خواب آلو تابلوی موسسه قوامین را دیدم.نصفه معلوم بود برگهای درخت تنومندی رویش را پوشانده بود جی اچ ای وی را خواندم  سی اچ یی وی! یعنی همان بورسی که الان فرم من و چند صد نفر دیگر در مرحله بررسی اش است و تا اوایل آبان آواخر ۲۸ سالگی من و احتمالا در گیر و دار اسباب کشی به خانه دیگر نتیجه مرحله اولش اعلام می شود. تا خیر پروردگار چه باشد!

لینک
شنبه ۱٤ مهر ،۱۳۸٦ - خودم!