به نام او(که فعلا ازش خیلی شاکیم)

دیروز رفتم بازدید شرکت آقای همسر بازدید علمی خانواده‌ها.بالاخره بعد از کلی تلاش خانواده‌ها مجاز شدند که بیایند کارخانه را ببینند تا بهتر بتوانند اعضلیی از خانواده را که در کارخانه کار می‌کنند حمایت روانی کنند.

جالب بود ولی نه آنقدر که همه انتظار داشتند.اولا ساعت بازدید به خاطر ایمنی بازدید کنندگان ساعتی بود که تکنیسین ‌ها رفته بودند ناهار و خط تعطیل بود.انگار رفته بودیم موزه یک سری دستگاه و قطعه خفن نان می‌دادند و می‌گفتند این دستگاه این را این شکلی می‌کند!دوما به همین دلیل و دوری راه نسبت به تهران هر کس شاغل بود و می‌خواست خط را ببیند باید یک روز مرخصی روزانه می‌گرفت.حرکت ۱۰.۵ صبح بود برگشت ۳.۵ بعد از ظهر.

اما نکات جالبتر:حضور خانواده‌ها در کنار شاغلان در شرکت برای بازدید بود و صرف ناهار به همراه آنها.نگاه‌های کنجکاو زیردستان به خانواده مدیران خود و عکس‌العملهایی که نشان می‌دادند(دیروز روز بازدید خانواده مدیران میانی و ارشد بود). خانمها نه تنها تاثیر مثبت نگرفتند بلکه متفق القول بودند که چیزی که دیدند نیاز به این همه حضور و اضافه کار ماندن و...ندارد.

نکته سوم یکی از دوستان بود که در فرم نظر سنجی بهترین چیزی که در سیستم دیده بود را حضور همسرش در سیستم دانسته بود!!!

نکته چهارم ما تنها زوج قدیمی بدون فرزند بودیم!

لینک
چهارشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳۸٦ - خودم!