آدم در دو حال نمی‌تواند بنویسد:

وقتی موضوعی در ذهن ندارد و وقتی چندین موضوع در ذهن دارد. در مورد اول دنباال موضوع است در مورد دوم در فاز انتخاب!

الان من بعد از مدتها در حالت دوم هستم. در شرایطی که انتظارش را نداشتم به کاری رسیدم که چند سال منتظرش بودم اما نه با این حقوق!(مذاکرات مجدد درباره افزایش حقوق هم افاقه نکرد.)

به محل کارم برعکس تصور قبلی ام دیرتر از کار پارسالم که ونک بود می‌رسم و به عکس تا منزل.

آدمهای اینجا هر چند فارغ التحصیل دانشگاههای معتبرند اما خیلی نچسبند.مقادیری هم گیج تشریف دارند. دولتی است دیگر!

تنها نکته مثبت شاید پروزه هایشان باشد. می‌گویند که بیسیک کار می‌کنند اما!

ان تا دانه شرکت فرانسوی و هندی و...لوگویشان را بالای مدارکی که من تا حال دیده ام زده اند!

نتیجه گیری این‌که اصلا چشمم آب نمی‌خورد اینجا تا سر سال ماندگار باشم.شاید هم ماندم!

آقای همسر که منتظر است من بگویم دیگر نمی‌روم.

لینک
شنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - خودم!