این چند روز سخت گذشت ولی شاید نه به آن سختی که انتظار داشتم با خودم با تساهل و تسامح برخورد کردم. به خانه جدید اسباب کشی کردیم. جابجایی ها تمام نشده ولی زیاد هم باقی نمانده است. همسایه های بد و بی فرهنگمان راهم واگذار کردیم به حساب و کتاب در کار.پنج شنبه هم هشتمین سالگرد عهددو نفره مان بود که حتی فرصت یک دور کوچولو بیرون خانه هم نشد. سرم شلوغه و حوصله تمام کردن کارهام را ندارم. به پیشنهاد یک دوست مطالب دو پست قبلی که به در گیری من با gga مربوط بود سانسور شد. خیلی چیز می خواستم بنویسم پرید!
لینک
دوشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٧ - خودم!