من و دروازه اسیا   

دیشب این قدر عصبانی بودم که قرار شد امروززنگ بزنم و قرار برای فسخ قرارداد بگذارم. . مسول پرونده من یک ادمی است به اسم ب که از همان برخورد اول تصویرمثبتی در ذهنم من نساخت چرا که اطلاعات من بیشتر از او بود. کوتاه هم نمی امد و مرتب تاکید می کرد که نامه سابقه کار قبلی من باید عوض بشود ومن هر چی گفتم که رشته من جزو ام او دی ال است و یک سال بیشتر برای اسس سابقه نمی خواهد قبول نمی کرد. گذشت و برای من نمونه فرستاد بر عکس ان چیری که از دوستان شنیده بودم نمونه ها ربطی به گرایش من نداشتند. بیشتر در طیف خوردگی و مدیر پروژه و اینها بودند . من دوباره زنگ زدم و خواستم یک نمونه نفت و گازی برایم بفرستند. این ب فوق الذکر هم اول گفت که حتما نداشته ایم.من هم که یکی از ادمهایی را که با این موسسه اقدام کرده و سابقه اش هم از من بیشتر است را اسم بردم که مثلا خانم فلانی. این اقاه هم گفت که ما نمی توانیم چیزی در اختیار تان بگذاریم که عین اون بنویسید!!!!من هم که کپ کرده بودم ماندم چی بگویم فقط گفتم من که نمی خواهم کپ بزنم . می خواهم سریعتر پیش برم.مثال هم زدم که مثلا چه طوری باید نواوری ام را نشان بدهم . در کمال پر رویی برگشت و گفت که یعنی توضیحات جلسه اماده سازی مدارک کافی نبود( حالا در جلسه مذکور از روی یک کاغذ آ4 چند خط خواند. خودم از سایت انجمن مذکور یک فایل گرفتم که 48 صفحه است و کلی است و خیلی بهتر از کاغذ انها!) . نمی دانم پیش خودش چی فکر کرد که گفت باشه من نگاه می کنم اگر بود برایتان صد دفعه هم تاکید کرد که اگر بود و شد و پیدا کردم ویک جمله هم امد که از نظر ما کار انجام شده و نمونه ارسال. من هم بهم برخورد زنگ زدم که با فیروز بخت صحبت کنم منشی شان که تازه لحنش از بعد از قرار داد فرق فاحشی کرده برای چندمین بار متذکر شد که مسول پرونده من اقای ب است من هم که دیگر اساسی جوش اورده بودم گفتم که بله در همین مورد می خواهم صحبت کنم. قرار برتماس شد و ف تماس گرفت من هم گفتم که اگر من قرار بود کپ بزنم دیوانه بودم که بیایم این قدر پول بدهم می رفتم به این سایتها ای میل می زدم و 15 تا نمونه می گرفتم.راحت کپ می زدم. تازه این اقا با این طرز حرف زدنش نشان می دهد به به ادم اعتماد ندارد. شخصیت حرفه ای ادم را خیلی راحت زیر سوال می برد و تازه می گوید که کار از نظر ما انجام شده. من فکر می کردم که شما هدفتان کمک کردنه نمی دانستم این طوری فکر می کنید.ف هم یک سری صغری کبری چید که ایشان کارشان خوب است و فلان و بله من به شما هم حق می دهم و ما جبران می کنیم و من اصلا خودم کار می کنم و از اقای دکتر می خواهم کار کندو...من هم خواستم کس دیگری غیر از بلوچی کار کند. .اون هم گفت باشه هر طور شما بخواهید.من هم خوشحال شدم و اپیزود اول را فرستادم. .این وسط فایلم اتچ نشد پس یک ای میل زدند که فایل اتچ نشده و به پیوست هم یک اپیزود از سه تای فردی که اسم برده بودم را پس از حذف اسامی فرستاده بودند. این در حالی بود که من که دیدم از اینها خیر در نمی اید با همکارم تماس . گرفتم و او زحمت کشید و برایم دو تا از سه تا اپیزود را فرستاد. گذشت من هم خوش خیال که ببین چی تحویلم می دهند حالا که می خواهند جبران کنند!! سر نامه سابقه کار سوال داشتم زنگ زدم و گفتم با یکی از همکارانتان می خواهم صحبت کنم. خانومه که فکر می کند با خنگ 99% طرفه باز هم تاکید کرد که مسول پرونده من اقای ب است. من هم گفتم که می دانم ولی نمی خواهم با ایشان صحبت کنم . ایشان هم با لحن تندی افاضه فرمودند که اینجا هر کسی یک کاری انجام می دهد! من هم گفتم که می دانم ولی من با ف که صحبت کردم قرار شد مسول پرونده من عوض بشود . در اینجا بود که خانم منشی گوشی را به اقای روبرویی ب وصل کرد او هم همه .چیز را از ب پرسید. بعد هم گفت اپیزود اولتان حاضر برایتان می فرستیم.شب قبلش هم من اپیزود دوم را فرستاده بودم. من هم کلی ذوق کردم که این طوری تا اخر ماه همه چیز ردیف است. ولی زهی خیال باطل. ای میل را گرفتم در ای میل نوشته بود قسمتهای ابی اضافه شده و قسمتهای قرمز باید حذف شود . قسمتهای ابی فقط عناوین بخشها بودکه من هم نوشته بودم و در قسمت قرمز نوشته شده بود خانم فلانی مطالب شما مورد تاییداست ولی با جزییات بنویسید مثل اپیزود دوم! واقعا همچین کاری یک هفته وقت می خواست!!!! پنج شنبه دوباره زنگ زدم به ف که مطمئن شوم دیگر با ب طرف نیستم.منشی مربوطه گفت که با من تماس می گیرند . اما تا شنبه ساعت 6 عصر که من خانه رسیدم کسی تماس نگرفت. دوباره خودم زنگ زدم . اعتراف می کنم که مغلوب زبان چرب ف شدم. دوباره کلی خالی بست که ما برایتان یک اسس اسپشال می گیریم. و من فکر می کنم اقای ب خیلی خوب کار شما را پیش می ّرند و.. ایشان هد هستند و ما اینجا گروه تخصصی سرچ داریم . نمی دانم چرا زبانم قفل شده بود. تازه برگشت و گفت که شنیدم با اقای بلوچی قهر کردید و حرف این نمیزنید و این فقط یک سوئ تفاهم بوده و ایشان می خواسته توضیح بده با شما صحبت کند . من هم گفتم باشه . ولی بعد که قطع کردم دوباره عصبانی شدم و پیش خودم فکر کردم خوب اگر قبول داشته بد حرف زده چرا صحبت نکرده. همان موقع که من زنگ زدم می توانست بگه اون می خواهد صحبت بکنه.زنگ زدم که یک کم بی حواسی اینها را به شان یاد اوری کنم ولی رفته بودند. این قدر حرص خوردم که تا کی خوابم نبرد و اخر سر هم به این نتیجه رسیدم شاید فسخ قرارداد کنم! بکنم؟! . ...
لینک
یکشنبه ۱٦ تیر ،۱۳۸٧ - خودم!