دیشب رفتیم که کلید خانه جدید را بگیریم. خانم مسن صاحب خانه که اشناست گفت که از اول که بحث اجاره دادن خانه اش پیش آمده از خدا خواسته که ما ساکن خانه اش شویم! گفت که خدا دعای او را زود اجابت کرده است. آقای همسر هم گفت که ما به اعتماد حرف شما اینجا می ااییم و دعا کنید که برای ما هم خانه خوبی باشد. خانم صاحب خانه هم گفت باشه دعا می کنم خدا اینجا بهتان دو تا پسر بده!!!!! رویمان نشد بگوییم نه تو را خدا همچین دعایی نکن ما برای زندگی مان برنامه دیگری داریم! و دیشب تا بعد ار نیمه شب داشتم اپیزود می نوشتم بعد از نیمه شب فرستادمش.ماند یکی. .
لینک
سه‌شنبه ۱۱ تیر ،۱۳۸٧ - خودم!