تغییر زمانه   

در شرکت محترم یک همکار خانم داریم که روابط بسیار حسنه ای با یکیک از آقایان دارد. و چون بعد از ن اقا آمده همه فکر می کردند که این دو نفر هم دست کم نامزد هم هستند. من که فکر می کردم 200% اقا و بانو هستند . تا اینکه چند روز پیش که یکی از بچه ها بستنی داد. و دیگری دلیلش را نمی دانست و پرسید. یک با مزه ای هم گفت عروسی خانم فلانی ! من با تعجب نگاه کردم که ا مگه خانم فلانی مزدوج نیست! خوبه حالا چیزی نگفتم . بعد تازه دقت کردم دیدم نه خانم نه اقای مزبور هیچ حلقه یا انگشتر یا نشانه تاهلی ولو موقتی همراه ندارند. از یکی از همکاران پرسیدم گفت که بله اینها اولش که امده بودند صبح تا شب با هم بودند وقت ناهار و عصر و ... به همه هم گفته بودند عقدیم. بعد معلوم شده نیستند. صبحها هم با هم میآیند و عصرها هم با هم می روند! در شبکه شرکت هم از فامیلی هر کدام یک عدد وجود دارد! خلاصه ما ماندیم در کف. بقیه هم اعتراف کردند که انها هم در کف بوده اند و مانده اند. یادمان از عهد شباب خودمان امد که یک روز در دوران نامزدی دست همدیگر را گرفته بودیم در یک جایی که کلی شلوغ بود برای چند ثانیه و داشتیم را ه می رفتیم که یک آقایی از تریپ شدید انصار حزب ا.. اقای همسر را کنار کشید و بهش تذکر داد. زمانه را ببین. من که دیشب حدسم را به آقای همسر گفتم اینها پارتنرند حالا معلوم میَ شود.! .
لینک
سه‌شنبه ٢۱ خرداد ،۱۳۸٧ - خودم!