کتاب خوب   

دیشب یک کتاب، خوب خواندم. از اون کتابهایی که مال نوجوانهاست اما ما به عنوان نسل جنگ دیده باز هم از چنین چیزهای ساده ای محروم بودیم . کتاب "خانواده آقای ابله".نوشته رولد دال. قبلا از این نویسنده "ماتیلدا" را خوانده بودم که مال پسر خاله راهنمایی ام بود. . کلی نقاشی داشت. به اندازه ماتیلدا هم قشنگ نبود . قصه خانواده اقای ابله اش به بچه ها انتقام گرفتن ار یاد می داد. قصه اولش آقای هوپ هم به درد بچه ها نمی خورد چون درباره این بود که چطور آقای هوپ سر خانم همسایه کلاه گذاشت و آخر سر باهاش ازدواج کرد.اما قصه میمون و زرافه و پلیکان. داستان این سه تا حیوان بود که یک شرکت شیشه پاک کنی راه انداخته بودند اسمش را هم گذاشته بودند. شرکت شیشه پاک کنی بدون نردبان. ایده اش خیلی جالب بود. پلیکان از منقارش جای سطل استفاده می کرد. زرافه جای نردبان و میمون شیشه پاک کن آخرش هم ذوق کردم که 100 و اندی صفحه کتاب خواندم. یک نفس! و کلی احساس prolific reader بودن کردم..
لینک
سه‌شنبه ٧ خرداد ،۱۳۸٧ - خودم!