و اما امتحان   

پر جونم نوشته بودم چه جوری دادم. اما پرشین بلاگ دلش نخواست نشان بده نداد. نوشته بودم که واقعا ازت ممنونم که این قدر خوب درباره امتحان توضیح دادی. امتحان دقیقا همان طوری که گفته بودی بود. ریدینگها را هم بد جور پیچانده بودند اما امتحان:.! شب بد خوابیدم. قرص خواب هم کمکی نکرد. در نتیجه برعکس روز اسپیکینگ اصلا سر حال نبودم. از 7.5 جلوی در دانشگاه ایستاده بودیم . 8 رفتیم تو . امتحان 9:40! شروع شد . دیر شروع کردند وگرنه نظمش بد نبود. یک اشکال عمده هم داشت نگفته بودند که هیچگونه خوراکی نمی شود داخل برد. این واقعا بی انصافی است چون توان ادمها با هم فرق می کند. حتی تک و توک شکلاتی که بچه ها دستشان بود را هم می گرفتند. جامدادی که اصلا و ابدا!فقط یک بطری آب می شد ببری داخل. که مثلا من که یک بطری شربت رقیق داشتم نگذاشتند ببرم تو و مجبور شدم شربت خوشمزه سکنجبین با عرق نعنا را خالی کنم روی زمین و جاش آب پر کنم!آخرای امتحان دیگه رسما داشتم از ضعف می مردم. که اول رایتینگ (تنها زمان داده شده برای خروج از سالن) . دو تا آب نبات را که یواشکی در جیب شلوارم جاداده بودم بخورم و کمی بهتر شوم.در لسنینگ اشتباه اسپلینگ زیاد کردم. به دیکته کلمات ساده ای شک کردم و یحتمل غلط نوشتم!از ریدینگ راضی هستم هرچند نمی دانم چطور زدم . به نظرم یکی از ریدینگ های معمول ته کمبریجها اضافه داشت! به همین خاطر دیگر وقتی اضافه نیاوردم. که چیزی را چک کنم. موضوع رایتینگ هم بد نبود اما از چیزهایی که نوشتم راضی نیستم. چرت و پرت محض نوشتم. جمع بندی اش این که فقط از اسپیکینگ راضی ام! اون هم چون ممتحن خیلی مشتاق نگاه می کرد و من هم به این خیال گذاشتم که لابد دارم خوب حرف می زنم. امیدوارم مجبور نشوم تکرارش کنم.
لینک
یکشنبه ٥ خرداد ،۱۳۸٧ - خودم!