چه خوبه که آدم موفق باشه!(البته نسبی) و موفقيتش با مرور زمان کهنه نشه  چه خوبه که فک و فاميل و دوست و اشنا به او و موفق بودنش افتخار کنند و ته دلشان ارزو کنند که يک روزی بچه‌های خودشان هم مثل اين ادم باشند.اين هم خيلی خوبه که ادم بچه بزرگ باشه.نوه بزرگ باشه. ان وقت وقتی موفق ميشه همه خوشحال ميشن هيچ کس حسادت نمی کنه چون کوچکترها يا هنوز نيستن يا اگه هستن تا اين مرحله خيلی فاصله دارند.شايد بهتر باشه بگم کسی از موفق بودن يکی ديگه احساس خطر نمی کنه!

اما اين خيلی بده که کوچکترها انهايی که شايد ان موقع که ادم هم سنشان بوده نبودن به خاطر اينکه انها هم موفق باشند(مثل نوه اول و دوم ودختر عمو و پسر عموشون...) از طرف پدر مادرها تحت فشار باشن.و پدر مادرها سعی کنند بچه‌هاشان را به زور دوپينگ های علمی هم که شده موفق کنند(البه مخفيانه). تا بعد بتوانند به گذشته اون ادم ظاهرا موفق حسادت نکنند.مگه این ادم کيه؟! اين ادها به بچه‌های کوچولوشون ياد نميدن که به خاطر خودشان بايد زندگی کنند همين وبس!

 

لینک
شنبه ۸ اسفند ،۱۳۸۳ - خودم!