ویزای المان   

هفته پیش همچین روزی که تازه اقای همسر از اخرین سفرش به المان برگشته بود و یک روز مانده بود به یک سال از ترک برلین و شهروند رفتیم و ناهار لوبیا پلوی مامان پخت خوردیم ویزای دانشجویی=ویزای المان من تمام شد.
لینک
شنبه ٢٥ آبان ،۱۳٩٢ - خودم!

   سوال و جواب؟!   

مدتی است در روند زندگی تغییراتی داده ام. و ان اینکه سعی میکنم اگر از فردی دلخورم و به یادش میافتم و میتوانم یادی از او داشته باشم بیخیال میشوم. مثلا هرچند تولد یک دوست را به خاطر می اورم به دلیل دل خوری که از او دارم ای میل تبریکی نمی فرستم. یا برای بچه فامیلی که از اسباب بازی پسرکم خوشش امده مشابه اش را نمیخرم به دلیل عدم دریافت پاسخ در مقابل محبتهای قبلی . متاسفانه این روزها پر است از این مثالها. گاهی هم مثل امشب با خودم خلوت مینم که ایا این کار درست است؟! به خودم صحبت ان بزرگ را یاد اوری می کنم که ادمها خوبیهای خودشان را سبد جلوی خود می گذارند و بدیهایشان را در سبد پشت برای همین بدیهای دیگران را میبینند و خوبیهای خود را. بعد به خودم می گویم خود خدا هم در کلامش میگوید که با هر کس مثل خودش رفتار کنید. البته که این افکار امشب دلیل دارد و جرقه اش را کسی و جایی و چیزی زده است. شاید من اشتباه میکنم در مورد یک نفر یا چند نفر که امشب در محفلی با هم بودیم!! در عین حال که به من مربوط نیست مربوط هم هست از خیلی جهات. همین!!
لینک
یکشنبه ٥ آبان ،۱۳٩٢ - خودم!