بی عنوان -٢   

قرار شد از پروژه ام دو تا مقاله دربیاریم با استاد دوتایی.خوشحال شدم که برام نوشت کار من برای یک مقاله خیلی زیاد است.هر چند که هنوز هیچ کار جدیی نکردم اما دانستم خانم م که دانشجوی ایرانی استاد بود وبد جور ازش بد میگفت راست نمیگفته در خیلی زمینه ها. دیروز عدسهای ریز بروجرد را که مامان اقای همسر داده بود خیس کردم برای سبزه عید.پیارسال که برای اولین بار سبزه ریختم خیلی حس خوبی داشتم و از طرفی به نظرم امد هم داشت !من به یک سری چیزها که به نظر خیلیها خرافات است اعتقاد دارم. امید وارم خوب بشود چون از بابت سبزه عید اعلام خود کفایی کردم. دو روز پیش رفتم مصاحبه شرکت سابق عزیزترین اینقدر من و او را اشتباه گرفتند و تحویلم گرفتم که کلی حال کردم تا خیر چی باشد. پسرکم تقریبا سه هفته است راه افتاده و حالا تمرین دویدن و حرف زدن میکند.سعی میکند موقع راه رفتن تند و کند راه برود و بعد میایستد و پاهاش را نگاه میکند بامزه است دل نگران موضوعی هستم که روش خدا در موردش عوض نشده و مرتب اوضاع را تغییر میدهد هر چند در توانایی دوست عزیزم در موقعیت جدیدش شک ندارم اما از خدا کمی دلخورم. . هر چند قرار است به زودی از این خانه برویم اما نمیشود خانه تکانی نکرد .یک سری چیزها حداقل باید انجام شود که اقا کوچولو اجازه نمیدهد و حتما باید چند نفری خانه تکانی کرد که دست کم نصف حضار مراقب ایشان باشند. شش سال از روزی که خانه ای که مالکش بودیم را ترک کردیم و به دنبال ارامش جای دیگری رفتیم میگذرد در این مدت خیلی اتفاقها افتاده و ما در چهار خانه مختلف زندگی کردیم که مال خودمان نبودند.به زودی دوباره به خانه خودمان میرویم و کلی ذوق و شوق دارم برای اعمال تغییرات و خرید پرده و غیره .دلم برای حس قشنگ مالکیت تنگ شده هر چند خانه ایده الی نیست اما خوب است.
لینک
دوشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳٩٢ - خودم!