پاییز صحرا   

بچه بودم که سریال پاییز صحرا را می داد. در عالم بچگی یک صحنه در ذهنم حک شد. روزی که صحرا که تازه عروس جمیله مشایخی شده بود. رفت جلوی اینه و از خودش پرسید: اینجا چه می کنی؟!

اامروز عجیب یاد این صحنه افتاده ام!

لینک
چهارشنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٩ - خودم!

   هیچ چیز همیشه خوب نیست!   

این روزها خیلی سرم شلوغ است. این جا گاهی از خوبی های دانشگاه جدیدم نوشته ام. حالا می خواهم قدری هم جور دیگری نگاه کنم.

از انجایی که تعداد واحدی که باید بگذرانیم زیاد است 120واحد تا یک فوق لیسانس بگیریم و از طرفی هم کلی درس 3 واحدی وجود دارد. که معمولا استادشان هم از بیرون از دانشگاه و از صنعت می ایند. این درس ها به صورت بلاک ارایه می شود که نه سیخ بسوزد نه کباب.مثلا اخر هفته و مثلا چند هفته از صبح تا هر وقت که جان داشته یاشید کلاس است.

یکی از این درسها اول ترم ارایه شد. و من که تازه برگشته بودم. جای دوستان پر مردم تا تمام شد. چون 3 هفته اخر هفته بود و خیلی سخت گذشت.

بگذریم. استاد درس مورد نظر فرمودند که الان نزدیک اخر سال است! اخر اکتبر بود ها! من هم دارم بچه دار می شوم نمی رسم مطالب درس را برایتان بفرستم. پس اول سال برایتان می فرستم. البته استاد ما اقا هستند. اخر زانویه هم امتحان! 

ما هم حرف استاد را جدی نگرفتیم. سال نو شد و استاد کاری نکرد. بعد یک هفته حدودا اسلایدها را فرستاد! من فکر کرده بودم می خواهد جزوه ای چیزی اماده کند. دو روز بعد هم ای میل زد که امتحان 8 روز دیگر است! محل امتحان هم فلان جاست!

بچه ها کلی ای میل و این در و ان در زدند که استاد بیا بزرگی کن تاریخ اکتحان را عوض کن. به خدا اخر ترم است و ما خیلی بد بختیم. کلی تمرین تحویلی و ارایه داریم که همه اساتید گذاشته اند برای اخر ترم  که مطالبشان را گفته باشند.

استاد هم در کمال قاطعیت ای میل زد که بروید درس بخوانید به من هم ای میل نزنید!

بعد نوبت به بحث شیرین ثبت نام رسید. اینجا شرکت در کلاسها ازاد است و اجباری هم نیست. بعد هر وقت که دیدی امادگی امتحان دادن داری می روی ثبت نام می کنی و امتحان می دهی. البته برا ی امتحانات کتبی بعضی ها ثبت نام ندارند. ولی برای امتحانات شفاهی باید حتما ثبت نام کرد.

یکی می گفت باید ثبت نام کرد. یکی می گفت نه. خلاصه به مسوول هماهنگی رشته مان ای میل زدیم که ما چه کنیم. ایشان هم خیلی راحت فرمودند من نمی دانم!

بگذریم. دیروز امتحان بود. ظاهرا سال قبلی ها در حدی تقلب گسترده کرده بودند که کلی تدابیر امنیتی در نظر گرفته شده بود. میزها ی کاملا جدا و فاصله دار با کلی مراقب که چهار چشمی نگاه می کردند. رییس دانشکده هم امده بود که بعد از شروع امتحان رفت.کارت دانشجویی ها را هم گرفتند. اخر سر که برگه ها و سوال ها را تحویل می دادی پست می دادند. تقلب کاران قهار هم نتوانسته بودند تقلب کنند.

اما سوالات امتحان2 ساعته. کلی سوال 0.5 نمره ای و یک نمره ای! نمی دانم جمع کل چه قدر بود. ولی 9 صفحه سوال بود. یعنی 7 صفحه و نیم سوال 1.5 صفحه مساله. طبق معمول هم وقت در حدی که هنر کنی سوالات را تمام کنی دوره و اینها پیش کش.

. چه سوالهایی! یک عالمه عدد که بعضا باید اطلاعات عمومی می داشتی و می زدی. (چند تا تستی بود)

مثلا استاد پرسیده بودند سرانه مصرف اب در المان در روز چقدر است! من جزوه را مرور کردم همچین چیزی ندیدم. از این دست سوالات باز هم بود.

هر چه بود تمام شد. اما خواستم اینجا یک طرفه به قاضی نرفته باشم.

خوبی یا بدی مطلق نیست. تی اوی برلین هم استثنا نیست!

لینک
پنجشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸٩ - خودم!