امروز   

چند دقیقه پیش ای میلی از یک دوست خیلی عزیز و قدیمی گرفتم که وبلاگم را پیدا کرده بود! وست خوبم خیلی خوشحال شدم و به زودی جواب ای میل دل چسبت را می دهم. فقط ببخش که اینجا می‌نویسم.چون تازه امدم و روز سختی داشتم. مفصل است.همین قدر می نویسم که متعجبم از سیستمی که بهترین مدیرش توسری خور ترین ان است. کسی که در طول مکالمه یک ساعت و اندی به وضوح نشان می‌داد که از کسی برای چیزی تشکر نمیکند! و ان وقت ادعایش در مورد پرسنلش گوش فلک را کر می‌کند. من مانده‌ام کسی که حاضر نیست ساده‌ترین کار را که یک تشکر خشک و خالی است انجام بدهد چه طور می‌تواند فداکار باشد یا حامی! این را به دوستی که مشوق من برای صحبت کردن با این مدیر بود گفتم. کمی فکر کرد و تایید کرد که در طول ۴! سال همکاری با این اقای مدیر حتی یک بار هم ازش تشکر نشده!!!!! و جالب تر این که متوجه این موضوع هم نبوده است!!!!!نتیجه هم شد که من حساس ترین فرد بخش هستم!!!!!!!

واقعا مدیری که نه بلد است داد بزند، نه تشویش نه تنبیه! و حق خودش را هم نمی‌تواند بگیرد به چه دردی می‌خورد!!! جز لولوی سر خرمن بودن!!!!

خوشحالم که امروز با او صحبت کردم نه زود تر که فقط بیشتر ناامیدم می کرد. 

لینک
چهارشنبه ۳٠ بهمن ،۱۳۸٧ - خودم!

   روزهای پر کار ای تی   

به قول شاعر: هر دم از این باغ بری می‌رسد تازه‌تر از تازه تری می‌رسد

یکی دو هفته پیش یکی از همکاران من-البته از دیسیپلین دیگری- بدون هیچ مقدمه‌ای اخراج شد. صبح که سر کار امد کارتش نزد و بعد که به هوای خطای سیستم بالا امد فهمید که نامه اخراجش روی میز است. این چند وقت کلی شایعه پشت شایعه بود. یکی می‌گفت معتاد بود. یکی می‌گفت با یکی از خانمها در یک مهمانی خلاف شرکت کرده و عکس گرفته بودند!و.....همه هم می‌گفتند در ادامه چند نفر دیگر هم اخراج می‌شوند!کار به جایی رسیده بود که تا یکی نمی‌امد همه فکر می‌کردند اخراج شده!!! چند روز قبل ترش هم یک دفعه پورتهای یو اس بی کامپیوتر ها بسته شد! هر کس دستگاهش را خاموش و روشن می‌کرد درایو سی دی و این پورت بسته می‌شد! چند روز بعد کلا سایت یاهو بسته شد- قبلا ٢ ساعت دسترسی داشتیم-. امروز جی میلهایمان را بستند!!!چت هم که در حالی که من تازه کشفش کرده بودم بسته شد!

حالا سوال اینجاست این همه محدودیت برای چه؟! چرا مدیران شب می‌خوابند و صبح به نتایج جدید تر در زمینه محدودیت می‌رسند؟! جواب همان انسان اخراجی است. این اقای نامحترم مدارک یکی از پروژه های سابق شرکت را که تا جایی که من فهمیدم روی ان هم کار نمی‌کرده به یکی از رقبا فروخته!!!!! گندش در آمده ونتیجه شده فقط اخراج خودش و این همه محدودیت برای ما!

اگر من جای مدیران شرکت بودم فقط به اخراج این ادم اکتفا نمی‌کردم. وکیل می‌گرفتم و پدرش را در می‌اوردم. ابروی شرکت خریدار اطلاعات را هم می‌بردم. اما ظاهرا مدیران ما فقط نگران تکرار این موضوع در اینده اند نه ریشه کن کردن مشکل!

لینک
شنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٧ - خودم!