اصلا فکر نمی کردم چند شاخه گل رزی که در راه برگشت از سر کار به خانه خريدم اين همه جنب و جوش در من خسته و وارفته ايجاد کند.

ديروز از اين اقايانی که سر چهار راه گل می فروشند ۵۰ شاخه رز سفيد خريدم شاخه ای ۵۰ تومان.(البته گرانتر می گفت تخفيف داد.)در راه کلی با چسب و بسته بندی اش ور رفتم تا چند شاخه بيرون بياورم تا به پدر اقای همسر که با هم همسفر بوديم بدهم. کلی طول گشيد پس نخوابيدم! سر راه خواهر جان هم به ما پيوست.گلها را که ديد کلی ذوق کرد.خانه که رسيديم دست نشسته نوار دور گلها را باز کرديم و شروع کرديم گل پاک کردن!(به معنی جدا کردن برگهای بدون گل از گلها) بعد هم گذاشتنشان در گلدان.دو تا گلدان پر گل شد.اخرين شاخه ها را به زور چپانديم.توی کارتون حنا يادتان هست با گلها قبل از در گلدان گذاشتن ور ميرفتند! ديروز فهميدم که برگهای پايين گلها را که در هم گير می کردند و به حال زيبايی خارج از گلدان تاثيری نداشت حذف می کردند. نمی دانم به حال عمر گلها فرقی دارد يا نه.

بعد راجع به جای گلدانها کلی با خواهر جان رايزنی کرديم و صد جا را امتحان کرديم.اخرش يک گلدان جلوی اينه داخل اتاق گذاشتيم به اين دليل که از جهات مختلف همه گلهاديده ميشد. اما ارتفاع اينه اين بار مساله شد.به نظر ما امد که بهتر است اينه و گلدان در ارتفاع پايين تری باشد تا از بالا هم ديد داشته باشد.پس کوتاهترين بلندی خانه يعنی صندلی ميز توالت امتحان شد و اينه روی ان قرار گرفت اين بار در هال چون بيشتر انجا بوديم.اما هنوز به به و جه چه هايمان تمام نشده بود که اينه شروع کرد به سر خوردن.با هول اينه و گلدان را گرفتيم!(ادامه دارد!)

لینک
دوشنبه ٢٢ فروردین ،۱۳۸٤ - خودم!